مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

11

ميزان الطب ( فارسى )

قدر است كه حرارت در آن كمتر است و در اين بيشتر و الّا فى الحقيقة هر دو واحدند . و معدّلات صفرا كه نوشته مىشود ، حسب حاجت توان داد . و آن جا كه حرارت بيشتر است ، دوايى كه بسيار سرد است بايد داد و روزى دو بار يا سه بار تبريد بايد نمود يا در مقدار بايد افزود . ادويهء مفردهء معدّلهء صفرا : اسبغول ، بهدانه ، خرفه ، كاسنى ، تخم خيارين ، گشنيز خشك ، صندل ، تخم كاهو و كافور حسب حاجت بايد داد به طريقى كه براى هر يك مخصوص است . مثلًا اگر اسبغول دهند ، لعاب از آن بگيرند يا مع تخم بنوشند ؛ اما هرگز نبايد كوفت كه زهر است خوردن اسبغول كوفته در بعضى مزاج . و از بهدانه لعاب بگيرند و آن جا كه سرفه باشد ، بهدانه كه از به ترش گرفته باشند ، نبايد استعمال كرد . و از خرفه و كاسنى شيره بگيرند ، اگر تخم آنها را به كار برند و الّا از سبزى آنها آب افشرده بگيرند . و كاسنى سبز را به آب نبايد شست كه اثر وى مىرود و اگر آب آن را دو سه جوش دهند تا پاره شده ، آب رقيق جدا شود ، پس آن آب رقيق ندهند تنها ، مگر به نبات يا ترشى آميخته كه اثر تمام مىنمايد و در تصفيهء خون بى عديل است . و از خرفه و تخم كاهو و تخم خيارين ، شيره بايد گرفت و آنچه در دور كردن سياهى خرفه مبالغه مىكنند به جز ضيافت طبع ندارد . و گشنيز خشك در آب ، تر بايد كرد و به نبات شيرين ساخته ، بايد داد كه آب وى سريع الاثر است . و صندل به آب سوده مىدهند و حرارت قوى فرو مىنشاند و سپيد از سرخ بهتر است . و كافور به قدر دو حبّه ، حرارت عظيم زايل مىكند ؛ اما چون به غايت سرد است جز مرد جوان گرم مزاج ندهند . و فواكه سرد ، چون تربز و امثال آن و ترشيها همه معدّل صفرايند . و بدانند كه زنان و طفلان و خواجه سرايان را سردى بسيار نبايد داد . ادويهء مركّبهء مشهوره كه در تعديل صفرا مخصوصند : قرص طباشير مليّن ، قرص طباشير قابض ، قرص كافور ، شربت صندل ، شربت آلو ، شربت بنفشه ،